۵۳۰ - تاریخ: 1399/1/28 ساعت: 16:08
چقدر سخته باور تموم شدن ۹۸. برای من نیمه اولش به کنکور و بلاتکلیفی هاش گذشت؛ و نیمه دومش به چالش های ریز و درشتی که بیامون سرازیر میشدن توی روزهام.من اعتقادی به نوروز و این داستانا ندارم. فقط وقتی می
۵۳۳ - تاریخ: 1399/1/28 ساعت: 16:08
یه نفس عمیق کشیدم و بسمالله گفتم که شروع کنم و پیامهای تبریک فورواردی رو جواب بدم :/ ولی دیدم بیشترشون برای خودم نوشته شدند، و حالم بهاری شد. ( مخصوصا این یکی که با خوندنش جوون شدم) و یکمم خجالت کشیدم که انقدر دیر بازشون کردم.+ فکر کنم امسال خلاف انتظارم داره خوب شروع میشه!
۵۳۴ - تاریخ: 1399/1/28 ساعت: 16:08
باورم نمیشه رحمت امینی هزار جریبی داره تو رسانه ملی دسپسیتو میخونه.#هر_روز_یک_گشایش
۵۳۵ - تاریخ: 1399/1/28 ساعت: 16:08
به نظرم خیلی هم بد نیست که هر کسی توی جزیره خودش باشه و فقط از پشت پنجره تلفن هامون لبخند بزنیم و برای همدیگه دست تکون بدیم. فقط کاش من توی جزیرهی خودم واقعا تنها بودم.
اتل و متل، بهار بیرونه - تاریخ: 1399/1/28 ساعت: 16:08
اگر دم صبح که پنجره رو باز کردم، بوی بوتههای بارونخوردهی یاس نمیزد توی صورتم، از کجا باید میفهمیدم بهار شده؟!
۵۳۸ - تاریخ: 1399/1/28 ساعت: 16:08
نذر کرده ام :یک روز که خوشحال تر بودمبیایم و بنویسم کهزندگی را باید با لذت خوردکه ضربه های روی سر را باید آرام بوسیدو بعد لبخند زدو دوباره با شوق راه افتادیک روزی که خوشحال تر بودممی آیم و می نویسمکه.
۵۱۶ - تاریخ: 1398/12/16 ساعت: 7:26
گاهی فکر میکنم به لحظه ی قسم خوردنم . به کلماتی که با گفتنشون برای باقی عمرم میرم زیر بار یه مسئولیت سنگین . من قراره قسم بخورم که جان انسان ها برام مهم تر از جان خودم باشه ؟ کدوم انسان ها ؟ همونا که جهل و بی اخلاقیشون حالمو به هم میزنه ؟ همونا که همیشه در حال فرار ازشون بودم ؟ من میتونم قسم بخورم ؟...
۵۱۸ - تاریخ: 1398/12/16 ساعت: 7:26
به دنیای واقعیت خوش اومدی سیمیا !خب همونطور که میبینی همه چیز چندین درجه خاکستری تر از اونیه که تو ذهن تو بود .now enjoy !
۵۲۱ - تاریخ: 1398/12/16 ساعت: 7:26
کاش اینجا بودیهمین کنار خودمو من یادم میرفتکه خسته ام ، خرابم ، ویرانم ...سیدعلی صالحی
۵۲۲ - تاریخ: 1398/12/16 ساعت: 7:26
ماه !
۵۲۳ - تاریخ: 1398/12/16 ساعت: 7:26
الان میفهمم چقدر تو زندگیم درگیر خواستن و دویدن دنبال چیزای کم ارزش و غیرضروری بودم . حتی وقتی به لیست چیزایی که میخواستم بخرم نگاه میکنم ، دلم میخواد اون صفحه رو بکنم بندازم دور . (یادم باشه یه چیزی
۵۲۴ - تاریخ: 1398/12/16 ساعت: 7:26
اگه در مورد موضوعی نظری نداری ، بهتره کماکان در موردش نظری نداشته باشی تا اینکه نظر اولین آدمی رو که درموردش میشنوی بپذیری :/
۵۲۵ - تاریخ: 1398/12/16 ساعت: 7:26
آقای پدر با حرکت دست و اشاره به سر تا ته طبقه ای که توش ساکنم : این چه وضعیه ؟پاسخ : وضع زندگی من :)
۴۳۴ - تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 5:27
marriage story خوب بود واقعا . ولی چیزی که من میخوام ازش بنویسم ، موسیقی فیلمه . بعد از تموم شدن فیلم با هندزفری و چشم بسته بهش گوش میکردم و فکر میکردم به چیزی که دیدم ؛ و عالی بود .
۴۳۵ - تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 5:27
مامانم توی دانشگاه یه دوست سال بالایی داشته که در زمینه کتاب و جزوه و نمونه سوال از ایشون تغذیه میکرده . خب الان پسر اوشون ورودی سال قبل دانشگاه ماست و داریم رفتار مامانامونو در این زمینه تقلید میکنیم و کلی میخندیم به تکرار تاریخ :)
۴۳۸ - تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 5:27
خسته ام از اینکه همیشه منم که برای روابط انرژی میذارم و به سمتی که فکر میکنم بهتره ، هدایتشون میکنم . دیگه حوصله ندارم و هر رابطه ای رو که رها میکنم به عهده طرف مقابلم تا ببینم اگر من براش تلاش نمیکردم چی میشد ، سریعا گند میخوره توش !
۴۳۹ - تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 5:27
هم کلاسی هم خوابگاهیم که هم اتاقی من نیست و حتی تو طبقه ماهم نیست ، پیام داده : آخر هفته ها که نیستی ، حس وقتی رو دارم که مامانم خونه نیست !
۴۴۰ - تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 5:27
اعتقاد دارم هر اتفاقی که میافته ، باید می افتاده و خیلی هم "اتفاق" نیست . خیلی اتفاقا می افتن ولی من بهشون اعتنا نمیکنم و روال سابقو ادامه میدم . این بار دارم فکر میکنم که جدی بگیرمش یا باز فقط ایگنو
۴۴۲ - تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 5:27
از ددلاین متنفرم :/ در واقع حالمو بد میکنه ؛ خیلی هم بد . ولی بدترش اینجاست که اگه نباشه خودم کارامو نمیکنم .
عزیزترین عزیز تمام عمر - تاریخ: 1397/11/28 ساعت: 11:32
مامان !اگه یکم کمتر دوستت داشتم تو نمیتونستی انقدر بهم آسیب بزنیمن بهتر و بیشتر از هر کس دیگه ای بدی ها و ضعف هاتو میدونم ولی با همه اینا دوستت دارم ؛ کاری ک خودت نمیتونی بکنی ...تو نمیتونی کسی رو با