خرید بک لینک

درباره سایت

مامان

امکانات وب

چقدر سخته باور تموم شدن ۹۸. برای من نیمه اولش به کنکور و بلاتکلیفی هاش گذشت؛ و نیمه دومش به چالش های ریز و درشتی که بیامون سرازیر میشدن توی روزهام.من اعتقادی به نوروز و این داستانا ندارم. فقط وقتی میادامه مطلب

برچسب: نویسنده: محمد جعفری تاريخ: پنجشنبه 28 فروردين 1399 ساعت: 16:08

یه نفس عمیق کشیدم و بسمالله گفتم که شروع کنم و پیامهای تبریک فورواردی رو جواب بدم :/ ولی دیدم بیشترشون برای خودم نوشته شدند، و حالم بهاری شد. ( مخصوصا این یکی که با خوندنش جوون شدم) و یکمم خجالت کشیدم که انقدر دیر بازشون کردم.

+ فکر کنم امسال خلاف انتظارم داره خوب شروع میشه!

برچسب: نویسنده: محمد جعفری تاريخ: پنجشنبه 28 فروردين 1399 ساعت: 16:08

باورم نمیشه رحمت امینی هزار جریبی داره تو رسانه ملی دسپسیتو میخونه.

#هر_روز_یک_گشایش

برچسب: نویسنده: محمد جعفری تاريخ: پنجشنبه 28 فروردين 1399 ساعت: 16:08

به نظرم خیلی هم بد نیست که هر کسی توی جزیره خودش باشه و فقط از پشت پنجره تلفن هامون لبخند بزنیم و برای همدیگه دست تکون بدیم. فقط کاش من توی جزیرهی خودم واقعا تنها بودم.

برچسب: نویسنده: محمد جعفری تاريخ: پنجشنبه 28 فروردين 1399 ساعت: 16:08

اگر دم صبح که پنجره رو باز کردم، بوی بوتههای بارونخوردهی یاس نمیزد توی صورتم، از کجا باید میفهمیدم بهار شده؟!

برچسب: نویسنده: محمد جعفری تاريخ: پنجشنبه 28 فروردين 1399 ساعت: 16:08

نذر کرده ام :یک روز که خوشحال تر بودمبیایم و بنویسم کهزندگی را باید با لذت خوردکه ضربه های روی سر را باید آرام بوسیدو بعد لبخند زدو دوباره با شوق راه افتادیک روزی که خوشحال تر بودممی آیم و می نویسمکه.ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: محمد جعفری تاريخ: پنجشنبه 28 فروردين 1399 ساعت: 16:08

گاهی فکر میکنم به لحظه ی قسم خوردنم . به کلماتی که با گفتنشون برای باقی عمرم میرم زیر بار یه مسئولیت سنگین .
من قراره قسم بخورم که جان انسان ها برام مهم تر از جان خودم باشه ؟ کدوم انسان ها ؟ همونا که جهل و بی اخلاقیشون حالمو به هم میزنه ؟ همونا که همیشه در حال فرار ازشون بودم ؟
من میتونم قسم بخورم ؟ قراره عادت کنم به اینکه خودمو وقف همچین موجوداتی کنم ؟
واقعا قراره ادامهش بدم ؟ کی میدونه ته راهی که دارم شروع میکنم به کجا میرسه ... ؟!

برچسب: نویسنده: محمد جعفری تاريخ: جمعه 16 اسفند 1398 ساعت: 7:26

به دنیای واقعیت خوش اومدی سیمیا !
خب همونطور که میبینی همه چیز چندین درجه خاکستری تر از اونیه که تو ذهن تو بود .
now enjoy !

برچسب: نویسنده: محمد جعفری تاريخ: جمعه 16 اسفند 1398 ساعت: 7:26

کاش اینجا بودی

همین کنار خودم

و من یادم میرفت

که خسته ام ، خرابم ، ویرانم ...

سیدعلی صالحی

برچسب: نویسنده: محمد جعفری تاريخ: جمعه 16 اسفند 1398 ساعت: 7:26

ماه !

برچسب: نویسنده: محمد جعفری تاريخ: جمعه 16 اسفند 1398 ساعت: 7:26

الان میفهمم چقدر تو زندگیم درگیر خواستن و دویدن دنبال چیزای کم ارزش و غیرضروری بودم . حتی وقتی به لیست چیزایی که میخواستم بخرم نگاه میکنم ، دلم میخواد اون صفحه رو بکنم بندازم دور . (یادم باشه یه چیزی ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: محمد جعفری تاريخ: جمعه 16 اسفند 1398 ساعت: 7:26

اگه در مورد موضوعی نظری نداری ، بهتره کماکان در موردش نظری نداشته باشی تا اینکه نظر اولین آدمی رو که درموردش میشنوی بپذیری :/

برچسب: نویسنده: محمد جعفری تاريخ: جمعه 16 اسفند 1398 ساعت: 7:26

آقای پدر با حرکت دست و اشاره به سر تا ته طبقه ای که توش ساکنم : این چه وضعیه ؟

پاسخ : وضع زندگی من :)

برچسب: نویسنده: محمد جعفری تاريخ: جمعه 16 اسفند 1398 ساعت: 7:26

marriage story خوب بود واقعا . ولی چیزی که من میخوام ازش بنویسم ، موسیقی فیلمه . بعد از تموم شدن فیلم با هندزفری و چشم بسته بهش گوش میکردم و فکر میکردم به چیزی که دیدم ؛ و عالی بود .

برچسب: نویسنده: محمد جعفری تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 5:27

مامانم توی دانشگاه یه دوست سال بالایی داشته که در زمینه کتاب و جزوه و نمونه سوال از ایشون تغذیه میکرده . خب الان پسر اوشون ورودی سال قبل دانشگاه ماست و داریم رفتار مامانامونو در این زمینه تقلید میکنیم و کلی میخندیم به تکرار تاریخ :)

برچسب: نویسنده: محمد جعفری تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 5:27

صفحه بندی